.:یه وبلاگ باحال ودوست داشتنی:.

سلام

اصلا باورم نمیشه که ۴ماه از سال گذشته ومن تازه دارم آپ میکنم

برعکس همیشه هم الان هیچ حرفی برای گفتن ندارم

ماه رمضون از فردا شروع میشه اول تبریک بعدشم التماس دعا

ببخشید این پست خیلی دیر شد

ولی واقعا حرفی ندارم

یعنی دیگه حوصله نتو ندارم

بیشتر دوستام از دنیای وب رفتن

شاید دوباره برگردم مث قبل شایدم نه

فعلا دارم درس میخونم :|

همیشه شاد باشید...


 

نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...


*به حباب نگران لب یک رود قسم،*


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم می گذرد،


آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...

       "سهراب سپهری"


|سه شنبه هجدهم تیر 1392|13:20|مرضـــیه(◕‿◕)
سلام دوستای گل وگلاب خودممممممم

خوبین ؟

خوشین؟

چیکار میکنین این روز آخری رو؟

منم خوبم شکر

وااای خیلی ذوق دارم تا زودتر عید بشه

بوی بهار مستِ مستم کرده

خیلی خوشحالم

بهار اهواز خیلی قشنگه آب وهوا هم خیلی خوبه

مسافرای نوروزی زیادی میان اینجا

شما هم اومدین قدمتون سر چشم

راستی عید نوروز رو چیکار میکنین؟

کجاها میرین؟

ما میریم خونه مامان بزرگم

اونجا همه میان وجمع میشیم وخیلی خوش میگذره

وکلی هم میریم صفا

آنقد دوس دارم زودتر برم کنار دریا که نگو

امیدوارم که به شما هم خوش بگذره

از ته دلم واسه تک تکتون دعا میکنم

شماهم سر سفره هفت سین به یاد من باشین

پیشاپیش :

ســــــــال  نـــــو مبــارکـــــ

امیدوارم سالی سرشار از خوشی و سلامتی و موفقیت پیش رو داشته باشین

 


پ.ن ۱ : یادش بخیر انگار همین دیروز بود که این پست رو گذاشتم !

پ.ن۲: عید همش پیش مامان بزرگمم اگه تونستم بیام و جواب کامنتاتون رو بدم که هیچ

ولی اگه نرسیدم واقعا شرمنده

ولی من کامنتاتون رو مرتب میخونم و چک میکنماولی شاید نتونم جواب بدم...

 پ.ن۳: ووویی اینو چه گوگولیه>>زبانکده محصل

خوب دیگه:

 

|سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391|15:25|مرضـــیه(◕‿◕)
سلام سالام سولوم  (ها؟!)

خو

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب!!

آغا این چارشنبه عروسی پسرداییمه که خیلی دوسش میدارم :)

مثه داداشمه

البت کوچیک که بودم خیلی بلاها سرش آوردم

خوبشون این بود از پشت به موهاش آویزون میشدم و میکشیدم

مدیونید بگید وحشی بودم

آغا من کلا با پسرا اللخصوص پسرداییام لجم!

حالا میگم بعدا جریانشو!

خولاصه!من نیستم چندروزی!

میخایم بریم عروسی یه شهردیگه!

وای خیلی ذوق دارم میخام بترکونم واسش:دی

خو من برم

بچه های خوبی باشین تا بیام


پ.ن : وااااای یه خبر خیلی خیلی خیلی خوب رسید بم که بی نهایت خوشحالم کرد

خدایا به پاکی اون اشکی که با شنیدن این خبر از چشمام اومد

اون چیزی که میخام برآورده کن:)

خدایا این لحظه های خوب رو از هیچ کس نگیر :)


پ.ن ۲ : دوستان ببخشید ج نظراتون روالان نمیتونم بدم

|دوشنبه هفتم اسفند 1391|10:38|مرضـــیه(◕‿◕)

سلام سلام صدتا سلام هزار وسیصدتا

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

من اومدممممممممممممممممممممممم

یوهوووووووووووووووووووووو

من الان خیلی خیلی خوشالم

من آمدم وای وای

خوش آمدم وای وای

آخی!

خیلی دلم واسه اینجا تنگیده بود

بیشتر واسه شما مهربونا

راستی میگم بادیدن پست قبل خیلی ناراحت شدین؟؟!!

الهی

خو من هستم شاد باشین

حالا دست دست

بعدشم رقص

ها

چی؟

هیچی بابا قاط زدم

میخام بگم اونایی که خیلی ناراحت شدین و غصه خوردین که نکنه من مردم

خو خیلی چاکریم

دوستون دارم فراوون

اوناییم که اصن نیومدن وبم که هیچ!

منم نمیرم وبشون:|

بیمعرفتا لاقل یه کامنت نذاشتن که بگن خدارحمتش کنه

خو!

آغا من یه چی موخاستم بگم!

من خیلی وقته دارم به این فکر میکنم که اگه یه روز بمیرم چی میشه!

یا اینکه همین وبم !

اینهمه میام ودوستای خوبی مثل شما دارم اگه یه روز بمیرم شما چطور میفهمین؟!

واسه همین به یکی از دوستام رمزو میدم تا اگه خدای نکرده زبونم لال

اون روز نیاد من بمیرم

شوما بفهمین

خیلی حرفا داشتم ! ولی الان یادم نی!

یادم اومد میگم

- دوستای بامعرفت ومهربونم که با اینکه من نبودم جوابشون رو بدم بودن

حتما بشون سر میزنم و جواب نظراشون رو میدم

- ممکنه امروز نرسم همه ی کامنتا رو جواب بدم واسه ی همین اگه کامنتتونو دیر ج دادم ببقشید!

- سعی میکنم زود زود آپ کنم به شرطی که شمام زیاد زیاد نظر بدید

- راستی کارنامه گرفتم!!!!

بحثش تو یه پست جدا ومفصل!

- از امشب تا فرداشب شهر ما آب نداره وآبمون قطع میشه! خاک بر سر کارون:|

- هنوز امتحانات نوبت اول تموم نشده امتحانات مستمر شروع شد!!! این چه وضعیتیه آخه؟؟!!:|

- چقد حرف زدم:دی

-حق دارم :| هیس :| بشین سر جات :|

- خو من برم دیگه

-کاری؟ چیزی؟

-برم واقعا؟

-دلم نمیاد

نه جدی خودافس دیه


برچسب‌ها: باحال ودوست داشتنی, من آومدم, غیبت صغری خانم و کبری خانم
|سه شنبه یکم اسفند 1391|15:12|مرضـــیه(◕‿◕)
سلام بچه ها

من دوست مرضیه ام

الان دلم پر از غمه که دارم مینویسم

مرضیه رفت...

برای همیشه..

من تنها دوستش بودم که هم آدرس اینجارو داشت هم رمزشو!

شاید فکر امروز رو کرده بود یه زمانی...!

بچه ها حلالش کنید

مرضیه دیگه پیش ما نیس

دیگه کسی نیس مارو بخنده و باشه با کلی انرژی مثبت!

کل ماجرا رو ادامه مطلب نوشتم!

 


Continue
|یکشنبه پانزدهم بهمن 1391|13:17|مرضـــیه(◕‿◕)
پیچک؟ :|

یعنی خاک بر سرت:|

وآقعا خاک :|

به قول فآطی نابغه

باید یکی بکوبم تو دهنت :|

 

+ادامه مطلب برین میفهمین موضوع رو:|

+به زودی آپ میکنم

 


Continue
|شنبه سی ام دی 1391|13:8|مرضـــیه(◕‿◕)

Template World


♥ پسر دوس داشتنی ♥

وبلاگ استت

| وبلاگ
ایکن های شکر و نمک

دریافتـــ کد های موس برآی وِبلآگ



کـ ـُ ـد هـ ـ ـآیِ قـ ـ ـآلِـ ـِ ـب



دریافت کد حرکت متن

Rima tools
دریافت کدقلب بدنبال موس

سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ